محمد حسينى همدانى نجفى
51
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
و شائبه تخلف در آن نخواهد بود هم چنان كه در جمله ( إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ) كه نتيجه صدور اراده قاهره همانا تحقق خواسته است در خارج بيدرنگ و بدون شرط در فعل و آفرينش آفريدگار فقط علم بصلاح و نيز قدرت قاهره ايجاد است قوله عليه السلام : ابتدع ما خلق بلا مثال سبق و لا نعت و لا نصب : از جمله آثار توحيد افعالى ساحت پروردگار آنست كه خلق و آفرينش بدون مسطوره و مانند سابق باشد بلكه اقتراحى و بدون مثال و مسطوره سابق بوده است و مبدء صنع و آفرينش جز ذات كبريائى نخواهد بود چنانچه هر فعل و صنع و آفرينش او نياز مسطوره داشته باشد تسلسل لازم مىآيد . و نيز از نظر اينكه از افعال ساحت پروردگار بوسيله قواى بدنى نيست هرگز بر او رنج و خستگى نخواهد داد . قوله عليه السلام : لم يكونها لتشديد سلطان و لا خوف من زوال و لا نقصان و لا شريك مكابر : بيان آنست كه ساحت كبريائى از صدور فعل و خلق و آفرينش غرضى جز ذات كبريائى ندارد و فائده و غرضى منظور نخواهد بود زيرا غنى بالذات است و از آثار خود فايدهاى منظور ندارد جز ذات كبريائى كه فياض على الاطلاق است و جز فيض و گسترش نعمت و ظهور كبريائى بتبع در عوالم امكانى غرضى ندارد و چنانچه غرضى منظور باشد لازم مىآيد كه از فعل و آفريده خود استفاده نموده و كمالى را كسب نمايد در صورتى كه فقط فاقد كمال در مقام كسب فايده و غرض بر مىآيد و ساحت پروردگار بهر موجود و آفريدهاى در اثر حد وجودى كه در آن نهاده آن را داراى فايده مىنمايد و معطى كمال و آفريدگار فضيلت هرگز نياز به كسب كمال از مخلوق خود نخواهد داشت همچنين ساحت غنى بالذات غرض و محبت ابتهاج بالذات نسبت بمخلوق و آفريدهاى نخواهد داشت جز نسبت